جستارهایی درباره تئوری توطئه در ایران

در مقاله دوم، «توهم توطئه» نویسنده تلاش کرده است تا با بررسی تاریخی مفهوم توطئه در ایران به این پدیده اجتماعی بپردازد. نویسنده این گفتار «احمد اشرف» بر این باور است که ترکیبی متشکل از میراث ریشه دار باورهای فرهنگی پیش از اسلام و شیعه در خصوص نیروهای شیطانی، دخالت های پیاپی خارجی در سالهای نیمه استعماری سده نوزدهم و اوایل سده بیستم و سیاست ابرقدرت های دهه 1320 و 1360 و همچنین شیوه استبدادی و غیر مشارکتی سیاست در ایران همراه با کنترل شدید مطبوعات و رسانه ها و نیز کارایی تئوری توطئه به عنوان یک مکانیسم دفاع جمعی به ویژه در سال های ناتوانی و ضعف موجب جاذبه و گیرایی تئوری های توطئه شده است، نویسنده بر اساس عوامل یاد شده فوق و با رویکردی بر اساس سیر تکوین تاریخی به بررسی این پدیده اجتماعی در ایران پرداخته است.

گفتار سوم در واقع بررسی موردی از دیدگاه های خلیل ملکی در دهه های 1320 و 1330 به ویژه در خصوص مفهوم جامعه مدنی و بحث تئوری توطئه در ایران و پیامدهای آن است. نویسنده مقاله «محمدعلی همایون کاتوزیان» با مروری بر زمینه روشنفکری در ایران معاصر و ویژگی های آن، خط مشی سیاسی ملکی را بررسی کرده است. در این گفتار مبارزه ملکی علیه تئوری توطئه به عنوان مخرب ترین مانع در برابر توسعه سیاسی و اجتماعی کشور و نقش آن در سلب اعتماد به نفس در بین مردم مورد ارزیابی قرار گرفته است.

در پیش گفتار مترجم با عنوان «نگاهی به ادبیات موضوع» با بیان اینکه «تئوری یا توهم توطئه» از یک نظریه مدون و نیز نظریه پردازان رسمی برخوردار نیست آمده است: توهم توطئه به عنوان یکی از عناصر اصلی فرهنگ سیاسی جوامع از رفتار، داوری ها و ارزیابی های مردم عادی تا نوع نگاه سیاستمداران و صاحب نظران انتزاع می شود. مترجم کتاب «محمد ابراهیم فتاحی» به نقل از دانشنامه آمریکایی تئوری توطئه می نویسد: تئورهای توطئه یک تبیین عمومی و مشترک برای بیان علت پدیده های متفاوت اجتماعی و سیاسی است. این تبیین معمولا دارای سه ویژگی بنیادی است: اصالت نداشتن و فراگیر بودن، منحصر نبودن به ایدئولوژی خاص؛ ونیز یهودستیزی  (در غرب).

بر این اساس گروه های مختلف اجتماعی اعم از چپ و راست، تحصیل کردگان و عوام به تناوب به آن متوسل شده اند. همچنین سیاستمداران فعال در حوزه قدرت نیز غالبا آن را مطرح می کنند و از آن به عنوان سپر بلا و یا ضد حمله هایی علیه مخالفان بهره می گیرند.»

مترجم با تاکید بر اینکه بحث تئوری توطئه در دهه های اخیر در فرهنگ سیاسی و اجتماعی ایران بیش از هر زمان دیگری مطرح شده است به تعریفی از این تئوری با استناد به نظر برخی اندیشمندان اجتماعی
می پردازد و می گوید: «در نگرش توطئه فرض بر این است که دست های آشکار
و بیشتر پنهان رقم زننده مقدرات فرد، جامعه و یا یک ملت هستند. این دیدگاه با دست گذاردن روی تمهیدات پیشین و مواردی که از طریق سرچشمه های توطئه قابل ردیابی هستند و بزرگ کردن آنها، دیدگاهی افراطی و اغراق آمیز از وقایع را به تصویر می کشد.»

مفاهیم دیگری که در بخش پیش گفتار مترجم پیرامون تئوری توطئه در ایران آمده است عبارتند از:

1 ایران صحنه ای است که بازیگران آن از سوی قدرت های خارجی کنترل می شوند. این قدرت های خارجی گویا قادر مطلق، کاملا مسلط و واقف به همه جریانات هستند و همه حرکت های روی صحنه به فرمان آنان صورت می گیرد.

2 تحولات و وقایع سیاسی «صورت ظاهر»ی دارند که دیده می شود، اما اسباب و علل یا ریشه های حقیقی و واقعی به وجود آمدن آن چیزهای دیگری است که از آن تحت عناوین مختلف مثل «علت های واقعی» ، «دست های پنهان» ، «سرنخ های اصلی» ، «عوامل پشت پرده» و ... یاد می شود.

3 توهم توطئه نوعی بیماری روانی فردی و جمعی است. بیماری فردی سوء ظن به همه چیز و همه کس را «پارانویا» و بیماری جمعی را توطئه باوری یا نظریه توطئه می نامند. کسی که به  توهم توطئه در مفهوم اخیر آن مبتلا است، تمام وقایع عمده سیاسی و سیر حوادث و مشی وقایع تاریخی را در دست پنهان و قدرتمند سیاست بیگانه و سازمان های مخوف سیاسی و اقتصادی و حتی مذهبی وابسته به آن سیاست می پندارد.

مترجم در ادامه بحث خویش وجود توطئه را به طور کلی رد نمی کند و به تبیین تفاوت در نوع برخورد با آن می پردازد. فتاحی می نویسد: «اینکه می گوییم توهم توطئه نوعی بیماری است بدین معنا نیست که اساسا هیچ توطئه ای در هیچ موردی درکار نیست و آنچه که توطئه خوانده می شود همه خواب و خیال و توهم است ... بلکه منظور آن است که مقوله «توطئه» را می توان به دوگونه بررسی کرد: یکی برخورد علمی و دیگری برخورد عاطفی و بیمارگونه.

در برداشت علمی، «توطئه» به عنوان فرضیه ای در نظر می آید که قابل رد یا اثبات است و در پرتو داده های عینی و اسناد و مدارک تاریخی و بدون جانبداری عاطفی مورد بررسی و تحلیل علمی قرار می گیرد و از این رو قابل اثبات و یا رد و انکار است.» سپس مترجم برای نشان دادن جایگاه بحث «نظریه توطئه»، نگاهی به پیشینه این مفهوم در جهان و ایران می اندازد. فتاحی رویکرد سیاسی به «نظریه توطئه» در دنیای مدرن را ریشه در جنگ های صلیبی، ترس از یهودیان و هراس از انجمن های مخفی می داند و می نویسد: «نگرش مبتنی بر توطئه همواره در تاریخ وجود داشته است. نخست یهودیان و سپس انجمن های مخفی و در ادامه نمادهای توطئه در سده بیستم یعنی بریتانیا، ایالات متحد و اسرائیل به عنوان توطئه چینان بین المللی معرفی شدند.»

مترجم با مرور مواردی نشان می دهد که نظریه توطئه می تواند در همه جوامع و فرهنگ های سیاسی مطرح شود. با این تفاوت که در هر جامعه ای متناسب با سطح توسعه یافتگی، پیشینه تاریخی، میزان موفقیت ها و ناکامی ها و دلایل مشابه دیگر این نظریه در افکار و باور عمومی مردم وارد می شود و بر تحلیل رویدادهای مهم سیاسی و اجتماعی تاثیر می گذارد. وی در قسمت بعدی نظریه توطئه و ویژگی های آن در فرهنگ سیاسی و جامعه ایران را مورد ارزیابی قرار داده است. فتاحی دو رویکرد افراطی و منطقی در زمینه تبیین پدیده های سیاسی و اجتماعی ایران و میزان دخالت بیگانگان را تشریح می کند و می نویسد: « در رویکرد افراطی اولویت قائل شدن برای نقش عوامل خارجی به صورت مطلق است. بر این اساس تمامی رویدادها، عزل و نصب ها، تغییر دولتها و حتی جنبش های بزرگ انقلابی در ایران از جمله انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی 1357 از ابتدا تا انتها به وسیله بیگانگان طراحی شده است و توسط عناصر داخلی آنان به اجرا در آمده است. در رویکرد منطقی و متعادل مساله متن بودن داخل و حاشیه بودن خارج مطرح می شود. در این دیدگاه تاکید بر بررسی «ماهوی» مسائل است و بیان می شود موفقیت توطئه ها خود نیازمند وضعیت و شرایط مناسبی است که ریشه در ماهیت قضایا و مسائل دارند. بر اساس این دیدگاه «نظریه توطئه» رویکرد غالب در جوامع ضعیف، گرفتار مشکلات و عاجز از حل آنها است. این رویکرد به حاکمان اینگونه جوامع و حتی مردم آنها امکان می دهد تا شکست ها، عقب ماندگی ها و مشکلات درونی شان را با فرافکنی به جوامع بیرونی و عوامل خارج از مرزهای ملی خودشان نسبت دهند.»

سپس مترجم به بررسی علل توسل به تئوری توطئه می پردازد و در بخش اول این زمینه علل عام مثل توجیه ضعف های داخلی، ساده کردن تحلیل و ایجاد حالت اقناع، کاستن از انتقاد به بهانه بهره گیری بیگانگان و ایجاد نفرت روانی از مخالفان و سرکوب آنان را بر شمرده و تشریح می کند و در بخش دوم علل و زمینه های توطئه پنداری در ایران را توضیح می دهد. اهم علتهایی که در این خصوص مطرح می شوند عبارتند از:

1 راه فرار عمدی از بحران برای گروهی که اندیشه های آرمانی را اعلام می نمایند ولی از عملی کردن این اندیشه ها ناتوان هستند.

2 بی خبری، اطلاعات محدود و استبداد سیاسی

3 ساختارهای قدرت مطلقه در ایران و فرهنگ سیاسی الیت

4 نقش دولت های خودکامه در ایران

5 سایر عوامل تاریخی و جامعه شناختی و نقش حوادث تاریخی و نحوه تقسیم قدرت در جامعه

در گفتار اول پروفسور یرواند آبراهامیان با طرح بحثی تحت عنوان «پارانوید در سیاست ایران» می گوید: این رویکرد در بسیاری از مناطق جهان دیده می شود، اما در ایران مدرن بسیار بیشتر از جوامع غربی متداول است. وی معتقد است در غرب هراس از دسیسه، واقعی و خیالی، در زمان های ناامنی شدید طی سالهای جنگ، انقلاب و یا بحران های اقتصادی پدید می آید. اما این مساله در ایران در سراسر نیم سده گذشته فراگیر و گسترده بوده است. در ایران رویکرد پارانوید همانند یک جریان کلی و نیز حاشیه ای در جامعه نفوذ یافته و پخش می شود و از میان همه طیف های سیاسی عبور می کند.

نویسنده در ادامه با بررسی دلایل توسل به تئوری توطئه و رویکرد پارانوید بر سیاست در ایران بویژه در میان گروه های مختلف سیاسی می نویسد: با در نظر گرفتن تجربه نفوذ امپریالیستی، برخی از بدگمانی ها در زمینه توطئه های خارجی کاملا پذیرفتنی و توجیه پذیر است. اما پذیرش این امر بدین معنا نیست که بازیگران عمده در صحنه ایران اعم از سیاستمداران یا احزاب سیاسی مترسک هایی صرف بودند که توسط قدرت های بزرگ کنترل می شدند. رویکرد پارانوید نه تنها جزئیات بلکه تصویر عمومی و کلی را نیز غیرعادی نشان داده و تحریف کرد. رویکرد پارانوید پیامدهای دامنه دار و با اهمیتی را به دنبال داشت. پیامد این امر برای گسترش پلورالیسم سیاسی در ایران سرنوشت ساز بود. شکل گیری و فعالیت ائتلاف های سیاسی دشوار بود و انجام آن در موارد نادر می توانست به سرعت با دیوارهای خطرناک بی اعتمادی متقابل و بدگمانی گسترده و ناکامی روبرو شود. تفاوت دیدگاه ها در درون سازمان ها نمی توانست مورد پذیرش قرار گیرد؛ و برای رهبران بسیار آسان بود که مخالفان را به عنوان «عوامل خارجی» از سازمان اخراج نمایند. افزون بر این، حاکمان کشور همواره می توانستند بیدرنگ پارانویای عمومی همراه با مخالفت با توطئه های خارجی این و آن کشور را مورد بهره برداری قرار دهند. به علاوه این رژیم ها برای حذف و نابودی مخالفان می توانستند آنان را به آسانی به بالاترین جنایات سیاسی متهم نمایند که در واقع خیانت، جاسوسی و براندازی خارجی بود. بنابراین نمی توان با جاسوسان و جنایتکاران سازش و مذاکره کرد؛ بلکه باید آنان را زندانی و یا تیرباران نمود. بدین ترتیب، در موارد بی شماری در تاریخ سیاسی معاصر ایران هراس های واقعی با نگرانی های غیر واقعی درهم آمیختند و راه را برای سرکوب گسترده مخالفان هموار کردند. رویکرد پارانوید هم تراژدی و هم کمدی به وجود آورده بود.

در گفتار دوم با عنوان «توهم توطئه» احمد اشرف این توهم را از نظر شالوده فکری یا ساختار ذهنی بر ثنویت یعنی بخش کردن جهان به دو بخش نیک و بد استوار می کند. وی معتقد است درباره توطئه و توهم آن سه مفهوم متمایز وجود دارد: یکی توطئه چینی (یا توطئه واقعی) دوم: توطئه پردازی (ساختن و پرداختن و اشاعه طرح های توطئه آمیز) و سوم توهم توطئه (پذیرش این پرداخته ها از سوی بخش عمده ای از جامعه).

اشرف می نویسد: ««توهم توطئه» غالبا به صورت یک دستگاه فکری منسجم شکل می گیرد و شالوده جهان بینی افراد و گروه های اجتماعی را بنیان می نهد. «توهم توطئه» غالبا میان وطن پرستان افراطی، سنت پرستان مذهبی و محافظه کاران راستگرای سیاسی نفوذ می کند و رونق می گیرد و جزء لایتجزای ایدئولوژی سیاسی آنان می شود.»

وی سپس «توهم توطئه» در ایران را به دو مقوله کلی تقسیم می کند: یکی توهم توطئه روس و انگلیس و آمریکا در دوران معاصر و دیگر توطئه دشمنان تاریخی ایران، که از هنگام تاسیس این کشور به دست ایرج، نخستین پادشاه افسانه ای ایران زمین، تا به امروز برای خوار کردن آن دسیسه چینی می کنند.

نویسنده در ادامه به پیدایش توهم توطئه در وضعیت نیمه استعماری ایران اشاره می کند و با اسم بردن از قرار داد 1907 روس و انگلیس و تقسیم ایران به مناطق نفوذ خویش می نویسد: «از همین زمان بود که تاریخ قرن نوزده ایران نیز بازنویسی شد و به روایت تازه یعنی روایتی که سرانگشت دسیسه روس و انگلیس را در ایجاد هر حادثه و واقعه ای می دید و همه چیز را به آنان منسوب می کرد ساخته و پرداخته شد. بدین گونه بود که تاریخ معاصر ایران به توهم توطئه آلوده شد و شعور جمعی ایرانیان را، که به اسطوره و افسانه و معجزه و اغراق شاعرانه در هر امری سخت پایبند است، مبتلا به بیماری مزمن توهم توطئه کرد.»

اشرف همچنین به «دست پنهان سیاست انگلیس در ایران» به عنوان بخش دیگری از نوشته خود می پردازد و تاکید می کند: «با آنکه توهم توطئه ابرقدرت ها، شامل دسیسه های روس و انگلیس و آمریکا در ایران است، اما اعتقاد به « دست پنهان سیاست انگلیس در ایران» از همه ریشه دارتر و عمیق تر و پایدارتر است. مضمون اساسی این توهم آن است که سر رشته تمام تحولات تاریخ معاصر جهان، از جمله تحولات عمده ایران از جنگ ایران و روس در اوایل قرن 19 گرفته تا فتنه های داخلی و پیدایش مذاهب تازه، انقلاب مشروطه و تاسیس سلسله پهلوی و حتی تاسیس نهضت های چپ و ملی تا وقایع 15 خرداد و انقلاب اسلامی ایران جملگی کار انگلیس ها است.» اشرف بازسازی و بازنویسی تاریخ قرن 19 ایران به منظور افشای دست پنهان سیاست انگلیس در دوران قاجاریه، نگارش و تالیف دو کتاب پرتاثیر در این زمینه به قلم احمد خان ملک ساسانی و محمود محمود را ایجاد این توهم بسیار اساسی می داند. وی همچنین در ادامه مقاله خود به نقش وصیت نامه پطر کبیر و خاطرات لاهوتی در شکل گیری توهم توطئه روسیه تزاری و اتحاد جماهیر و شوروی در ایران می پردازد.

نویسنده تاسیس یک شبکه تبلیغات ضد شوروی و ضد توده ای به نام «بدامن» در سال 1948، کودتای 28 مرداد علیه دولت ملی مصدق و راه اندازی انقلاب سفید، طراحی انقلاب اسلامی ایران از سوی دولت کارتر با هدف ایجاد کمربند سبزی در برابر توسعه شوروی در سرزمین های جنوبی و راندن ایران به موقعیتی نازل تر نسبت به دوره محمدرضا شاه را سه مرحله توطئه پردازی آمریکایی ها در تاریخ ایران بر می شمارد و در ادامه سخن خود ریشه های اساطیری توهم توطئه در ایران (اساطیر آفرینش ایران از دوران باستان و جدا شدن ایران از شرق و غرب و ایجاد بنیاد هویت ایرانی در برابر هویت قومی شرق و غرب)، غرب زدگی و توهم توطئه (توطئه بزرگ شیطانی غرب علیه ایران از عهد باستان تا به امروز که با نوعی تهاجم همبسته سیاسی و نظامی و فرهنگی همراه است)، توطئه صلیبیون بر ضد جهان اسلام (دسیسه های شیطانی غرب از زمان جنگ های صلیبی به منظور تضعیف جهان اسلام و سرآمد ملل اسلامی یعنی ایران شیعی)، توطئه علمای شیعه و قدرت های جهانی (مسخ تشیع واقعی)، مثلث جهانی توطئه (مراکز پنهانی فراماسونری ، بهایی و یهود) را به عنوان توطئه پردازی های مختلف در مقوله توطئه دشمنان تاریخی ایران برمی شمارد.

اشرف در پایان مقاله خود به علل جذابیت توهم توطئه برای ایرانیان می پردازد و به دو عامل سیاسی و فرهنگی در این زمینه اشاره می کند. وی می نویسد: «عوامل سیاسی در رواج توهم توطئه چند نوع است.  اول توطئه چینی قدرت های بزرگ در اوضاع و احوال نیمه استعماری؛ دوم توطئه پردازی رقبای خارجی و دستگاه امنیتی کشور برای مقاصد سیاسی و کوشش مداوم برای لجن مال کردن رجال کشور؛ و سوم فقدان آزادی بیان و برخورد آزاد و سالم عقاید و آراء گوناگون که موجب آسیب پذیری مردم در برابر شایعات گوناگون توطئه پردازان می شود. مهمترین عامل در اشاعه توهم توطئه عامل عینی یعنی توطئه واقعی به خصوص در شرایط ضعف و ناتوانی سیاسی کشور است. عوامل ریشه دار فرهنگی نیز عوامل سیاسی را تشدید و تقویت می کنند. عواملی همچون: اعتقاد به ثنویت، اعتقاد به قضا و قدر و رمل و اسطرلاب و طالع بینی و دسیسه های فلک کج رفتار و نیروهایی که از حیطه دخالت انسان بیرون هستند و ...»

در گفتار پایانی کتاب، به مقاله ای تحت عنوان «خلیل ملکی؛ رد تئوری توطئه و پیشبرد جامعه مدنی» نوشته محمدعلی همایون کاتوزیان اختصاص دارد. در ابتدای این گفتار کاتوزیان با درج یادداشتی، شاخص روشنفکران ایرانی تا دهه 1340 را مدرنیست بودن، مترقی و پیشرو بودن و آشکارا و پنهان در تضاد با دولت بودن معرفی می کند و معتقد است آنچه ملکی را در میان روشنفکران استثنایی و عجیب می کرد، رهیافت، نگرش و روش او بود. کاتوزیان عدم پایبندی غیر انتقادی ملکی به هیچ چارچوب اجتماعی یا فکری، عدم جزم اندیشی و باور وی به عدم کمال در سیاست و تعهد تزلزل ناپذیر به اصول بنیادی و امتناع او از رها کردن این اصول حتی به خاطر کسب محبوبیت و وجاهت عمومی را سه ویژگی برجسته نگرش و وروش های ملکی بر می شمارد.

کاتوزیان در ادامه با اشاره به چکیده ای از زندگی نامه ملکی، خط مشی سیاسی وی را تشریح می کند و اندیشه های سیاسی ملکی را تحت دو عنوان مشخص یعنی «رد و عدم پذیرش تئوری توطئه در سیاست» و «گفتگو، دموکراسی و رفرم» به صورت تحلیلی مورد بررسی قرار می دهد. کاتوزیان در خصوص مورد اول می نویسد: «در ایران، تئوری توطئه در سیاست صرفا محصول روابط استعماری مدرن نیست، بلکه بر عکس، دارای ریشه های عمیق در کشور بوده و در تاریخ طولانی دولت خودکامه وجود داشته است. حاکمیت خودکامه یعنی شرایطی که در آن هیچ قانون و نظامی برای حمایت از جان و مال افراد، حتی افراد رده بالای کشور وجود نداشت. همچنین به معنای آن است که هیچ اریستوکراسی دراز مدت یا سیستمی که در آن طبقات اجتماعی و عضویت در آنان در دراز مدت تداوم یابد قابل تصور نبود؛ بنابراین طبق نظر این نویسنده، ایران در مقایسه با «جامعه بلند مدت» اروپایی، یک «جامعه کوتاه مدت» یا «جامعه کلنگی» است. بر این اساس، حاکمیت خودکامه به این معنا بود که زندگی و مالکیت شدیدا بی اهمیت و پیش بینی ناپذیر بود و بر اساس اراده و هوس حاکمان و فرمانروایان محلی، تصادف و تقدیر و سرنوشت و نیز مهارت های فردی در توطئه های فریبکارانه تعیین می شد. در نتیجه روانشناسی اجتماعی مبنی بر اینکه هر حادثه ای محصول دسیسه است، پدید می آمد و از حدود نیمه های سده های 19 این دیدگاه به طور فزاینده ای به تصمیم گیری های فوق انسانی و قدرت های بزرگ خارجی اطلاق داده شد. اما ملکی مخالف دیدگاهی بود که: الف) همه گرفتاری های کشور را به دلیل استعمار و امپریالیسم می دانست. ب) این که همه حوادث و حتی رویدادهای جزئی در کشور دسیسه های پنهانی این قدرت ها است. ج) همه بازیگران عمده در دولت، سیاست و اپوزیسیون ایران عوامل یکی از قدرت هایند. د)اینکه توسعه کشور امکان پذیر نیست مگر اینکه به یکی از بلوک های جنگ سرد بپیوندد. ه) و سرانجام اینکه همه تلاش ها و دستاوردهای به ظاهر مستقل و نیم کاسه هایی در زیر کاسه های یکی از قدرت های بزرگ خارجی بودند تا بدین وسیله با فریفتن مردم از راه دیگری در امور کشور دخالت کنند.

از موارد بسیار اندکی که بگذریم، نمی توان افراد دیگری را خاصه در گروه اپوزیسیون غیر از ملکی، یافت که به تسلط کامل و اجتناب ناپذیر قدرت های خارجی در ایران اعتقاد نداشتند.»

کاتوزیان در خصوص مورد دوم نیز می نویسد: «ملکی علیه تئوری ظاهرا تغییر ناپذیر توطئه در سیاست مبارزه می نماید. از دموکراسی سوسیالیستی پارلمانی و احترام به آزادی های فردی پشتیبانی می کند و اتاتیسم را در برنامه ریزی برای توسعه رد می نماید. افزون بر این، ملکی حامی گفتگوی سیاسی بود و عملا نیز بدان پرداخت و به جای انقلاب بر اصلاحات اساسی اجتماعی و سیاسی تاکید کرد: عمدتا دموکراسی، اصلاحات ارضی و حقوق زنان»

نظری انتقادی به کتاب «جستارهایی درباره تئوری توطئه در ایران» :

کتاب «جستارهایی درباره تئوری توطئه در ایران» با انتقاد از انتساب نابسامانی های مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به عوامل خارجی مانند امپریالیسم و دیگر دشمنان شناخته شده یا ناشناس، این نوع رویکرد را ارائه تبیین های ساده، سطحی و عامه پسند از پدیده های بسیار پیچیده اجتماعی معرفی می کند. گفتارهای کتاب فرو کاستن علل و عوامل پیچیده پدیده های مختلف اجتماعی پیوند خورده با پدیده های اجتماعی دیگر و بستر های تاریخی گوناگون، به یک امر اخلاقی فردی یا جمعی (توطئه) را تحویلی ناروا اعلام می کنند که امکان درک و تبیین درست تحولات و رویدادهای اجتماعی را از بین می برد. نویسندگان مقالات معتقدند در ایران معاصر چنین رهیافت توطئه محورانه بسیار رایج و شایع بوده است.

بسیاری از مطالب طرح شده در کتاب «جستارهایی درباره تئوری توطئه در ایران» به نوعی شبیه مباحث کتاب «ما چگونه، ما شدیم؟» دکتر زیبا کلام است. دکتر زیبا کلام نیز در کتاب خود می کوشید عامل اصلی عقب ماندگی در ایران را با بررسی شرایط داخلی کشور برشمارد و کمتر به عوامل خارجی از جمله: استعمار، قدرت های بیگانه و امپریالیسم استناد نماید. گرچه زیبا کلام به طور واضح اسمی از توهم توطئه به میان نمی آورد، اما گزاره های کتاب «ماچگونه، ماشدیم؟» به نحوی تلویحی موید این مطلب است که رهیافت توطئه محورانه، محور اصلی نظریات مختلف کنونی پیرامون علل و ریشه های عقب ماندگی ایران است.

 

 

 

 

 

 

/ 8 نظر / 173 بازدید
مرتضی بخرد

سلام اودم وبگردی وبلاگت رو دیدم خوش باشی خوب بود

میثم

سلام حاج حسین میبینم که حسابی تو زمین زیبا کلام و بشیریه جولان میدی؟ مواظب باش لایی نخوری اخوی!

کاکو

حيف شد نشدي جانشين راغب ولی بدون لايق تر از تو هم وجود داره

شهریار یار

درود بر برادر نازنین و ارزشی آقا خیلی وقته تاخیر دارین... نمی خوای به روز کنی؟ همکلاسی از هفت دولت آزاد .. میم ح نون

سلام

به نام خدا سلام به وخسته نباشيد به شما - وبلاگ خوبي داري اگه مايلي سايت منو با نام * سايت رسمي لاويچ * لينک کن ، بعد از قسمت * ارتباط با ما* در سايت من به من خبر بده تا تو رو هم با هر نامي که دوست داري لينک کنم. راستي انجمن گفتگو هم راه اندازي شده ولي نياز به همکاري تو دارم : آدرس انجمن http://www.loveech.com/persian/forum.html

کیوان

درود بر شما

علی رضا همتی

سلام مطلب شما را با ذکر منبع در وبلاگم نقل کرده ام در صورتي که مخالفتي داريد اطلاع دهيد تا حذف نمايم.

حمزه

سلام از این کتاب خلاصه ای موجود هست که برای من ارسال کنید