امام منهای خط امام؛ امامی بی هویت

مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه با بیان دقیق شاخص های راه امام، محک و میزانی مطمئن و معتبر به دست دادند تا چراغ راه امروز و فردای جویندگان و پویندگان راه امام(ره) باشد. ولی امر مسلمین امام را شاخص اصلی انقلاب دانستند و با بیان اینکه امام منهای خط امام، امامی بی هویت است، هفت شاخص عمده خط امام(ره) را چنین برشمردند: 1 تکیه همیشگی بر اسلام ناب محمدی(ص) 2 جاذبه و دافعه گسترده در دایره مکتب اسلام 3 یقین به وعده های الهی 4 محاسبات معنوی و تقوا 5 نگاه جهانی به انقلاب اسلامی 6 تکیه بر مردم 7 توجه به حال فعلی افراد هنگام هرگونه قضاوت.

اما آنچه حاشیه های مراسم امسال را به اندازه متن آن پررنگ و قابل توجه نمود، اعتراض یکپارچه، خودجوش و پرخروش توده های میلیونی حاضر در مراسم به حجت الاسلام سید حسن خمینی، نوه حضرت امام(ره) بود. در پرس و جوی خبرنگاران از جمعیت حاضر در حرم مطهر امام خمینی(ره) مشخص شد که اصلی ترین عامل اعتراض مردم به سید حسن خمینی همراهی او در چند ماه گذشته با فتنه گران، گذاشتن امکانات و اعتبار موسسه حفظ و نشر آثار امام در اختیار سران فتنه و عدم موضع گیری صریح در مقابل دشمن و مرزبندی با آن بوده است. نکته شایان توجه آن است که مردم سال گذشته در همین مکان و در همین زمان از جناب آقای سید حسن خمینی با شعار بوی خمینی آمد استقبال کردند و حال چه شده است که همان مردم این بار با او اینطور برخورد کردند؟ در واقع اعتراض به سید حسن خمینی، تنها اعتراض به شخص ایشان نبود بلکه اعتراض به خواص غفلت زده ای بود که با تظاهر و تفاخر به گذشته انقلابی خود، چوب حراج بر آرمان های انقلاب اسلامی و شاخص های خط امام(ره) زدند و از همراهی صمیمانه با آمریکا، اسرائیل، انگلیس، سلطنت طلبان، منافقان و دیگر معاندان امام دریغ ننمودند. البته سابقه و آغاز انحراف برخی خواص از خط امام(ره) مربوط به وقایع و جریان های انتخابات 22 خرداد 88 نیست بلکه به دوران بعد از ارتحال امام امت و طلیعه ولایت حضرت آیت الله العظمی خامنه ای بر می گردد. همان کسانی که خود را منتسب به خط امام(ره) می دانستند و داعیه دار اسلام انقلابی بودند، پایان عمر مبارک حضرت امام(ره) را غنیمت شمرده و منویات واقعی خود را ظاهر کردند. آنان که تا زمان حیات امام خمینی(ره) از هیبت او می ترسیدند، در سال های پس از 68 سرناسازگاری با اندیشه و سیره امام(ره) را آغاز کردند. انتخابات دوم خرداد 76 و روی کارآمدن سید محمد خاتمی زمینه بروز عینی و کامل انحرافات فکری این دسته از خواص را فراهم آورد و بر افراشتن تابلو اندیشه های سیاسی غرب از جمله: لیبرالیسم، کثرت گرایی، سکولاریسم، اومانیسم، تلورانس و ... نشان داد که پارادایم فکری آنان بیش از آنکه متاثر از ارزش های حکومت اسلامی باشد، تاثیر یافته از شاخص های نظام های لیبرال دموکراسی غربی می باشد.

تناقض عجیب تر آنکه امر بر آقایان مشتبه شده بود که مطالبات آنان با آرمان ها و ارزش های خط امام (ره) همخوانی دارد. البته این رویکرد متناقض لوازم و تبعاتی را هم به همراه دارد که ولی امر مسلمین چه زیبا آن را در بیانات روشنگرانه خود در خطبه های نماز جمعه 14 خرداد امسال بیان فرمودند: انکار یا اختفای بخش هایی از مبانی اندیشه امام، رویگردانی از اسلام ظلم ستیز، عدالت خواه، طرفدار محرومان و حقوق پابرهنگان و مستضعفان، روی آوردن به اسلام تشریفاتی و اسلام همراهی و کمک به زورگویان، همسویی و همراهی با معاندان امام و خط امام(ره)، انحراف از جاده تقوا، مخالفت با برخی مواضع صریح امام(ره) از جمله مساله فلسطین و ...

مشکل عمده خواص آلوده همین است که آنان همچنان در آتمسفر مقبولات و مشهورات نظام های سیاسی غربی تنفس می کنند و از آنجا که مفاهیمی همچون امت اسلامی، ولایت فقیه، صدور انقلاب، آرمان خواهی، حمایت از مستضعفین و مبارزه با مستکبرین و ... با این مقبولات و مشهورات سنخیتی ندارد، پیوستن به اقیانوس عظیم امت اسلامی برای آنان بسیار سخت و دشوار است. اگر به همه این معادلات هوای نفس، قدرت طلبی، سهم خواهی و ثروت اندوزی را هم بیفزاییم، علت اصلی عدم ندامت خواص منحرف از مواضع و اقدامات غیر اصولی خود واضح تر می شود. 

سخن آخر: بیش از سه دهه از انقلاب اسلامی ایران می گذرد. مردم با بصیرت افزون تر نسبت به گذشته، جریان های سیاسی اجتماعی و فرهنگی نظام اسلامی را رصد می کنند و بیش از آنکه دل در گرو گذشته افراد و روابط نسبی آنان داشته باشند، خواهان رابطه معنوی و پیروی همه خواص از امام راحل(ره) هستند. مردم سخنان حکیمانه رهبرشان در روز 14 خرداد را فراموش نخواهند کرد که فرمود:

«فکر اسلام ناب، فکر همیشگی امام بزرگوار ما بود، مخصوص دوران جمهوری اسلامی نبود، منتها تحقق اسلام ناب جز با حاکمیت اسلام و تشکیل نظام اسلامی امکان پذیر نبود. چون دفاع از اسلام تنها در گرو صیانت از نظام سیاسی اسلامی است. لذا امام پای جمهوری اسلامی ایستاد و این مدل نو را به دنیا عرضه کرد. نمی شود انسان خود را در خط امام بداند، اما با کسانی که صریحا پرچم معارضه با امام و اسلام را بلند می کنند، خودش را در یک جبهه تعریف کند. یک نکته اساسی در مورد خط امام این است که امام بارها فرمود قضاوت در مورد اشخاص باید با معیار کنونی حال اشخاص باشد. اگر حال فعلی اشخاص در نقطه مقابل آن گذشته بود، آن گذشته دیگر کارایی ندارد.»

براستی اگر جناب سید حسن خمینی به این نکات تامل می کرد، در لحظات پایانی حضور خود پشت میکروفن و در حالی که با شعارهای یکپارچه مردم مواجه شده بود نمی گقت: «هنوز 20 سال از رحلت امام نگذشته است. تا بوده همین بوده. اقلیتی نمی خواهند بگذارند من صحبت کنم.»

العاقبه للمتقین

 

/ 1 نظر / 143 بازدید

امام چیه که خطش چی باشه؛ شستشوی مغزیها